لیست دلخواه (0)

تجدید حیات؛ رنسانس

رنسانس به معنای "تولد دوباره" است و در جریان رشد هنر در غرب به دوره ای گفته می شود که از 1300 م آغاز شد و در 1600م به پایان رسید. رنسانس دوران کشف و بازیابی، اراده و تغییر است. جریان های متعدد و متناقض بسیاری بر این دوران حاکم بودند. رنسانس بیشتر با ایتالیا، بویژه فلورانس، ونیز و رم پیوند دارد. اما اروپای شمالی هم در پرورش رنسانس سهمی داشت. خصوصا در گسترش طبیعت گرایی(ناتورالیسم)

رنسانس شاهد تولدی دوباره در گرایش به گذشته کلاسیک (هنر باستانی یونان و روم) بود. در این دوران افراد به جای نهاد های آکادمیک نقش اصلی را در هدایت جریان های هنری بازی می کردند.بررسی و مطالعه ی تاریخ، فلسفه و هنر یونان باستان و روم،؛ مهم ترین پایه ی اومانیسم(انسان گرایی) بود. این جریان، یک گرایش گسترده ی فلسفی بود که در آن پاسخ به پرسش های طرح شده درباره ی روابط انسانی( اعم از اجتماعی، دینی و فلسفی) از طریق بکارگیری خرد و تامل در تجربیات، جانشین پاسخ های مبتنی بر منابع و مراجع مذهبی شد.

عمده ترین طرح و برنامه ی رنسانس که بسیار بلند پروازانه و نیز ذاتا متناقض است تلفیق ارزش های کلاسیک یا اومانیستی با ارزش های مسیحی بود. جورجو وازاری، مولف کتاب زندگی مجسمه سازان ایتالیایی معتقد بود که هنرمندان رنسانس برتر از هنرمندان کلاسیک هستند. چراکه با تلفیق این ارزش ها به وحدت دست یافته اند.

اومانیسم نیروی محرکه ای بود که از هنر کلاسیک، به ویژه خدایان، قهرمانان اسطوره ای، تاریخ کفر و پیش از مسیحیت، در هنر رنسانس حمایت کرد. علاوه بر این احیای معماری کلاسیک با اصول طراحی منطقی و عقلانی و تاکید آن بر تقارن و تناسب نیز در این مسئله موثر واقع شد. بازنمایی های دقیق از طبیعت نیز در رنسانس اهمیت بیشتری یافت. هنرمندان رنسانس عزم داشتند تا در روش های اصولی بازنمایی طبیعت مهارت پیدا کنند. بارزترین نمونه ای از روش برای این کار پرسپکتیو خطی بود.

مهم ترین آثار هنری

 

مَدونا و کودک،آندرئا مانتینا

مانتینا هم مثل بسیاری از هنرمندان رنسانس، به شدت تحت تاثیر مجسمه سازی کلاسیک بود. مسیح کودک او استحکام فیزیکی باورنکردنی دارد. مانتینا در این اثر مدونا و کودکش را در یک منظره ی متداول در ایتالیا جای می دهد تا بر انسانیت مشترکشان تاکید کند. تنها هاله ی تقدس به دور سر مدونا است که او را از یک زن معمولی متمایز می کند.

از آنجا که هنرمندان رنسانس در هنر دنیای باستان با یکدیگر رقابت می کردند، موقعیت اجتماعی آنان دچار تحول شد و مقامی بالاتر از پیشه ورزان و صنعت گران یافتند. مهارت ها و استعداد های فردی، نوآوری ها و عقاید شخصی هنرمندان اهمیت و شان فرهنگی بیشتری یافت. جای تعجب نیست که رنسانس با مفهوم نبوغ هنری پیوستگی دارد. اما در پشت شخصیتی مثل لئوناردو داوینچی بلندپروازی ها و جاه طلبی های سیاسی حامیان با نفوذ و نیز سلسله ای از پاپ ها قرار دارد که به دنبال اتحاد ایتالیا در مقابل تهدید فرانسه برای تصرف آن و نیز در آرزوی بازگرداندن رم به جایگاه پیشین آن به عنوان مرکز قدرت بودند. ضمن اینکه نظریات موجود در یونان و روم باستان درباره ی ماهیت دولت و حکومت، جرات نویافته ای برای بروز و تثبیت قدرت غیرمذهبی به وجود آورد.

منابع

Estephan Little/ /گرایش های هنری/ism: understanding art/Maryam Khosrowshahi

عضویت در خبرنامه آستین

* ایمیل اشتراک