لیست دلخواه (0)

محوطه ی مشارکت؛ ویتو آکونچی

در اوایل دهه 1960 ویتو اکونچی در اغاز یک شاعر و نویسنده بود و اشعار یا متون نثر خود را مرتب در مجله های ادبی منتشر می کرد. تا پایان این دهه کم کم علاقه اش به هنرهای تجسمی معاصر زیاد شد. او شیفته ی مینیمال آرت شده بود و علاقه داشت در سایر زمینه های هنری نیز آزمایش های بدیعی انجام دهد. بنابراین او با الهام از حال و هوای پرشور صحنه هنر نیویورک خیلی زود روش خود را تغییر داد. افکار و اندیشه های خود را دیگر تنها در قالب نوشته هایش تدوین نمی کرد، بلکه می کوشید آن ها را در بافت اجراهایش و در تماس مستقیم با مردم امتحان کند. آکونچی در نخستین آثارش  به مضمون های بسیار گوناگون می پردازد : مشغولیت های ذهنی، تفکراتی راجع به نقش هنرمند در جامعه، مکانیسم های روانشناختی ، ساختار اجتماعی هویت و ارتباط بین قلمروهای خصوصی و عمومی. این ها تنها بعضی از موضوعاتی هستند که در اجرا های ویدیوهای او اکثرا به شیوه مستقیم بیان میشوند.

آکونچی خیلی زود بدن خود را به عنوان رسانه ای مناسب کشف کرد و آن را بر سایر چیزها ترجیح داد، به طوری که بسیاری ار اجراهای اولیه اش بر مبنای فعالیت های مرتبط با بدن بود؛ البته این فعالیت ها را تا حد تحملش پیش می برد. بنابراین او آنقدر با چکش آرام آرام بر تصویرش در آینه می زد تا آینه بشکند (شفاف؛1970) ؛ در مدت زمان معینی فعالیت های فیزیکی سختی انجام وی داد؛ تا اینکه کاملا خسته شود و از پا بیفتد و رکورد هر بار را هم نگه می داشت (قدمگاه ، 1970) کوهی از مکعب های یخ را روی سینه خود قرار می داد تا به تدریج آب شوند؛ یا در یک حرکت تغییر جنسیتی نمادین ، موهای تنش را با شمع کز داد (تبدیلات ، 1973). اجرای محل نشو و نمای او (1972) امروزه هنوز به بدی شهره است. در گالری ایلینا سونابند در فضایی که زیر یک ساخنار چوبی پنهان بود و مردم هم از روی ان سطح چوبی عبور می کردند، قرار می گرفت و هر بار به مدت یک روز خودارضایی می کرد، به طوری که بازدیدنندگان نیز به راحتی صدای او را می شنیدند.

اجرای محوطه مشارکت آکونچی، یکی از قطعه های دستورالعملی او است و در تعداد معینی از شرکت کننده ها می کوشیدند حرکاتی را مطابق با قوانین از قبل وضع شده انجام دهند. در محوطه ی مشارکت دو شرکت مننده وجود دارد که در طول بازی به سبب چشم بند و گوش گیرهایشان نه می توانند ببینند و نه می توانند بشنوند. به هر یک گفته شده تا حرکات دیگری را دقیقا تل انجا که ممکن است تقلید کند. پیش از شروع ، این دو نفر باید چندبار دور خود بچرخند تا سرشان گیج برود و نفهمند به کدام جهت می روند. در حالی که سوژه ها همین طور در تلاشند تا دستورات را انجام دهند، با بلندگوهای خارج صحنه نیز راهنمایی می شوند. اما این راهنمایی ها را فقط بینندگان فیلم ویدیویی می توانند بشنوند. بینندگان به مدت یک ساعت به پرده چشم دوخته اند با فقط با ناامیدی فیلم را تماشا میکنند تا ببینند این دو سوژه چطور می توانند حرکات یکدیگر را تقلید کنند و آیا اصلا قادر به این کار خواهند شد یا خیر.

از اواسط دهه 1970 ، آکونچی استفاده از بدنش را کنار گذاشت و شروع به کار روی چیدمان هایی در اتاق ها کرد ، اگرچه در این کارگذاری ها نیز لازم است مردم تا حد خاصی فعالیت بدنی از خود نشان دهند. امروزه، آکوچی مشغول پروژهای معماری مداخله گرایانه در فضاهای شهری است.

منبع

Daniel Marzona/translated by Fatemeh Ebadi/ Conceptual art/هنر مفهومی

عضویت در خبرنامه آستین

* ایمیل اشتراک